فرايند توانمندسازي ازنظر فوکس (1998) توانمندسازي کارکنان يک فرايند است و از طريق آنیک فرهنگ توانمندسازی توسعه مييابد که در آن آرمانها، اهداف، مرزهاي تصميمگيري و نتايج تأثيرات و تلاشهای آنان در کل سازمان به اشتراك گذاشته ميشود. در چنين فرهنگي منابع و رقابت براي کسب منابع موردنیاز جهت اثربخشي فعالیتهایشان فراهم و حمايت ميشود. بلانچارد فرايند توانمندسازي را در سه مرحله خلاصه كرده است:
🔺 1- تسهيم اطلاعات: یعنی اطلاعات لازم بهآسانی در اختیار كاركنان قرار گیرد. دسترسی به اطلاعات باعث اعتمادبهنفس و آگاهی آنان از وضعیت فعلی سازمان شده و موجب تحكیم فرهنگ اعتماد و همدلی میشود. كاركنان اگر اطلاعات كافی نداشته باشند قادر به تصمیمگیری صحیح نیستند. دسترسی كاركنان به اطلاعات باعث احساس تعلق، بهبود عملكرد و احساس مسئولیت كاركنان میشود. اطلاعات خون حیات توانمندسازی است. تسهیم اطلاعات به كاركنان اجازه میدهد موقعیتهای سازمان خود را بشناسند و مورد تجزیهوتحلیل قرار دهند.
🔺 2-خودمختاری و استقلال كاري در سرتاسر حدومرزهای سازمان باید در چارچوب مرزهای مشخص باشد. تا از اتلاف انرژی بیهوده جلوگیری كند. عوامل تعیینکننده مرز فعالیتها عبارتاند از: مأموریت یا فلسفه وجودی سازمان: یعنی هدف از تشكیل یا کسبوکار سازمان چیست؟ ارزشها: حدود فعالیت شما چیست؟ تصورات: تصویر شما از آینده چیست؟ اهداف: چه چیزی، چه وقت، در كجا و چگونه انجام دهید؟ نقشها: چه كسی، چهکاری با چه نوع ساختار سازمانی انجام دهد و در انجام كار چگونه حمایت میشود؟ بسیاری از مدیران معمولاً از تفویض اختیار هراس دارند؛ زیرا معتقدند مهمترین عامل بقا سازمانشان كه كسب درآمد و سود است به خطر میافتد. البته این دیدگاه زمانی درست است كه اختیار تصمیمگیری به كاركنان ناتوان واگذار گردد.
🔺 3– جايگزين كردن گروههای خودگردان بهجای سلسهمراتبها: هرگاه گروهي از كاركنان با مسئولیتهای ويژه براي فرايند كار و توليد انتخاب ميشوند، از شروع تا پايان كار برنامهریزی و اجرا میکنند، همهچیز را مديريت ميكنند و مسئوليت را بهصورت مساوي و عادلانه تقسيم میکنند. مزيت گروههای خودگردان در فراهم كردن رضايت شغلي، تغيير نگرش، تعهد كاري، برقراري ارتباط بهتر ميان كاركنان و مديران، اثربخشي بيشتر فرايندهاي تصميمگيري، بهبود و پيشرفت عمليات، كاهش هزينهها و بهرهوری سازمان خلاصه ميشود این گروهها از طریق گذراندن دورههای آموزشی قادرند مهارتهای لازم را كسب و در حین كار وابستگی كمتری به مدیران و سرپرستان احساس كنند. گروههای خودگردان در كار یكدیگر مداخله نمیکنند مگر آنكه گامی در جهت توانمندشدنشان باشد. مدیریت عالی سازمان بایستی نسبت به حمایت و پشتیبانی از گروههای خودگردان اعتقاد قلبی داشته باشد.
منبع: مجله تخصصی روان بنه



