اطلاعات نوین گردشگري و هتلداري

    ويژه اساتيد ،دانشجويان،علاقه مندان و دست اندركاران صنعت گردشگري

 

فرايند توانمندسازي ازنظر فوکس (1998) توانمندسازي کارکنان يک فرايند است و از طريق آن‌یک فرهنگ توانمندسازی توسعه مي‌يابد که در آن آرمان‌ها، اهداف، مرزهاي تصميم‌گيري و نتايج تأثيرات و تلاش‌های آنان در کل سازمان به اشتراك گذاشته مي‌شود. در چنين فرهنگي منابع و رقابت براي کسب منابع موردنیاز جهت اثربخشي فعالیت‌هایشان فراهم و حمايت مي‌شود. بلانچارد فرايند توانمندسازي را در سه مرحله خلاصه كرده است:

🔺 1- تسهيم اطلاعات: یعنی اطلاعات لازم به‌آسانی در اختیار كاركنان قرار گیرد. دسترسی به اطلاعات باعث اعتمادبه‌نفس و آگاهی آنان از وضعیت فعلی سازمان شده و موجب تحكیم فرهنگ اعتماد و همدلی می‌شود. كاركنان اگر اطلاعات كافی نداشته باشند قادر به تصمیم‌گیری صحیح نیستند. دسترسی كاركنان به اطلاعات باعث احساس تعلق، بهبود عملكرد و احساس مسئولیت كاركنان می‌شود. اطلاعات خون حیات توانمندسازی است. تسهیم اطلاعات به كاركنان اجازه می‌دهد موقعیت‌های سازمان خود را بشناسند و مورد تجزیه‌وتحلیل قرار دهند.

🔺 2-خودمختاری و استقلال كاري در سرتاسر حدومرزهای سازمان باید در چارچوب مرزهای مشخص باشد. تا از اتلاف انرژی بیهوده جلوگیری كند. عوامل تعیین‌کننده مرز فعالیت‌ها عبارت‌اند از: مأموریت یا فلسفه وجودی سازمان: یعنی هدف از تشكیل یا کسب‌وکار سازمان چیست؟ ارزش‌ها: حدود فعالیت شما چیست؟ تصورات: تصویر شما از آینده چیست؟ اهداف: چه چیزی، چه وقت، در كجا و چگونه انجام دهید؟ نقش‌ها: چه كسی، چه‌کاری با چه نوع ساختار سازمانی انجام دهد و در انجام كار چگونه حمایت می‌شود؟ بسیاری از مدیران معمولاً از تفویض اختیار هراس دارند؛ زیرا معتقدند مهم‌ترین عامل بقا سازمانشان كه كسب درآمد و سود است به خطر می‌افتد. البته این دیدگاه زمانی درست است كه اختیار تصمیم‌گیری به كاركنان ناتوان واگذار گردد.

🔺 3– جايگزين كردن گروه‌های خودگردان به‌جای سلسه‌مراتب‌ها: هرگاه گروهي از كاركنان با مسئولیت‌های ويژه براي فرايند كار و توليد انتخاب مي‌شوند، از شروع تا پايان كار برنامه‌ریزی و اجرا می‌کنند، همه‌چیز را مديريت مي‌كنند و مسئوليت را به‌صورت مساوي و عادلانه تقسيم می‌کنند. مزيت گروه‌های خودگردان در فراهم كردن رضايت شغلي‌، تغيير نگرش، تعهد كاري، برقراري ارتباط بهتر ميان كاركنان و مديران‌، اثربخشي بيشتر فرايندهاي تصميم‌گيري، بهبود و پيشرفت عمليات‌، كاهش هزينه‌ها و بهره‌وری سازمان خلاصه مي‌شود این گروه‌ها از طریق گذراندن دوره‌های آموزشی قادرند مهارت‌های لازم را كسب و در حین كار وابستگی كمتری به مدیران و سرپرستان احساس كنند. گروه‌های خودگردان در كار یكدیگر مداخله نمی‌کنند مگر آنكه گامی در جهت توانمندشدنشان باشد. مدیریت عالی سازمان بایستی نسبت به حمایت و پشتیبانی از گروه‌های خودگردان اعتقاد قلبی داشته باشد.

منبع: مجله تخصصی روان بنه

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اسفند ۱۳۹۴ساعت 20:0  توسط  يوسف بيدخوري  | 

 

مدیر بودن کار سختی است، مسوولیت بالایی دارد. خیلی از کارمندان دوست دارند مدیر خوب و فهمیده ای داشته باشند تا بتوانند با اطمینان به درک و بینش او کارهای خود را به خوبی پیش ببرند. اگر مدیر هستید و مسوولیت کارها بر دوش شما است ببینید کدامیک از ده مورد زیر را انجام می دهید و آیا از نظر کارمندان یک مدیر موفق هستید یا یک مدیر فوق العاده عالی!

(1)

مدیر خوب: کنترل همه چیز را در دست دارد تا امور به درستی انجام شوند.

مدیر فوق العاده: می داند که بازدهی می تواند دشمن ثمربخشی باشد. به همین دلیل، سعی می کند فضایی را مهیا کند که کارمندان بیشتر فکر کنند. آنها باعث رشد سطح علمی و فنی کارمندان می شوند و به آنها فرصت های لازم را می بخشند تا مشکلات بزرگ را با ایده های بزرگ و ارزشمند برطرف کنند.

(2)

مدیر خوب: حس همکاری گروهی را در افراد پرورش و به همه فرصت و اجازه خودنمایی می دهد.

مدیر فوق العاده: با برنامه ریزی صحیح از همان ابتدا فرهنگ سازی می کند. این مدیرها می دانند چه افرادی را باید برای چه پستی استخدام کنند. همچنین می دانند افراد نامناسب و غیرکارآمد در شرکت آنها جایی ندارند. اگر کسی به اشتباه استخدام شود خیلی سریع او را اخراج می کنند. آنها یک تیم کارآمد، باهوش با فرهنگ همکاری گروهی برای خود جمع می کنند.

(3)

مدیر خوب: از ایده ها و فکرهای خلاقانه استقبال می کند.

مدیر فوق العاده: می داند چگونه خلاقیت را به کارها و مکالمات روزانه گروه خود القا کند تا همه کارمندان به طور ذاتی احساس کنند خلاق و باهوش هستند و با امکاناتی که دارند در مسیر خلاقیت های خود و سود بیشتر شرکت گام بردارند.

(4)

مدیر خوب: فضا را برای بیان نگرانی ها و درماندگی ها باز می گذارد.

مدیر فوق العاده: محیطی مهیا می کند تا افراد خودشان بتوانند تولید، روند کارها و فرایندها را به خوبی بهبود ببخشد. او محیطی باز ایجاد می کند تا همه به راحتی بتوانند علاوه بر بیان نگرانی ها، اقدامات لازم را نیز با همکاری دیگر اعضای گروه انجام دهند.

(5)

مدیر خوب: کارمندان را برای توسعه و پیشبرد بیشتر کارها تشویق می کند.

مدیر فوق العاده: برای هر کاری آموزش و پیشرفت جداگانه تعریف می کند و به واسطه آنها به کارمندان پاداش می دهد. این مدیرها می دانند که با پرورش مسوول و مدیرهای خوب از داخل شرکت می تواند در مسیر موفقیت بیشتر قدم بردارد.

(6)

مدیر خوب: جلسات کاری مفید و موثر برگزار می کند.

مدیر فوق العاده: مطمئن می شود که همه کارمندان تفاوت میان جلسه های کاری ارشمند و وقت تلف کردن را به خوبی می دانند. او آموزش های لازم را به همه کارمندان می دهد تا با دانستن تکنیک های لازم جلسه های کاری را به سمت درست هدایت کنند.

(7)

مدیر خوب: به کارمندان خود اعتماد دارد و کارمندان با احساس امنیت کار می کنند.

مدیر فوق العاده: تعامل و همکاری مستحکمی میان کارمندان ایجاد می کند که باعث می شود موفقیت یا شکست آنها به طور دسته جمعی باشد. به زبان ساده تر، وقتی همه در قبال کار گروهی احساس مسوولیت داشته باشند و همه به یک اندازه تنبیه و تشویق بشوند، کار گروهی خیلی بهتر پیش می رود. برای افرادی که در انجام کارهای خود شکست خورده اند کلاس های آموزشی برقرار می کنند.

(8)

مدیر خوب: محیطی شاد برای کارمندان ایجاد می کند.

مدیر فوق العاده: به دنبال راهی می گردد تا کارمندان از انجام کارهای روزانه خود لذت ببرند و هر روز صبح با اشتیاق فراوان در محل کار خود حاضر شوند.

(9)

مدیر خوب: اطمینان حاصل می کند که همه کارمندان به خوبی وظایف خود را می دانند.

مدیر فوق العاده: با تعیین هدف، چشم انداز و فرهنگ مرتبط برای کارمندان شرکت شرح وظایف کاملا مشخص تعیین می کند. این نوع مدیران به خوبی می دانند چگونه بازدهی و کارایی توامان می تواند به پیشبرد اهداف کمک کند.

(10)

مدیر خوب: می داند چگونه کارمند را تشویق کند و احترام خود را به او نشان دهد.

مدیر فوق العاده: می داند چگونه به تدریج و ذره ذره احساس رضایت فردی را به کارمند منتقل کند. این مدیران به کارمند کمک می کنند تا اعتماد به نفس و رضایت فردی بیشتر داشته باشند.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اسفند ۱۳۹۴ساعت 19:36  توسط  يوسف بيدخوري  | 

 

 

یادآوری قوانین مورفی تسکین دهنده بد بیاری ها و بد شانسی هاست.
قانون مورفی در سال 1949 درپایگاه نیروی هوایی ادوارز شکل گرفت. مورفی مهندس هوافضا بود که روی یک پروژه کارمی کرد. در یکی از سخت ترین آزمایشهای پروژه یک تکنسین خنگ تمام سیم ها را برعکس وصل کرد و آزمایش خراب شد. مورفی درباره این تکنسین گفت: "اگه یه راه برای خراب کردن چیزی وجود داشته باشه او همون یه راه رو پیدا می کنه" و این اولین قانون مورفی بود. در ابتدا در فرهنگ فنی مهندسین رواج پیدا کرد و بعد به فرهنگ عامه راه پیداکرد. بعداً قوانین دیگری هم بعد از کسب رتبه لازم از بنیاد مورفی در زمره قوانین اصلی قرار گرفتند.

حالاقوانین مورفی و قوانین استنباط شده از آن:
* قانون صف:

اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.

* قانون تلفن:

اگر شما شماره‌ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچ‌گاه اشغال نخواهد بود.

* قانون بینی:

بعد از اینکه دستتان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.

* قانون کارگاه:

اگر چیزی از دستتان افتاد، قطعا به پرت‌ترین گوشه ممکن خواهد خزید.

* قانون دروغگویی:

اگر بهانه‌ دروغی‌تان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشینتان باشد، روز بعد واقعا به خاطر پنچر شدن ماشینتان، دیرتان خواهد شد.

* قانون روبرو شدن:

احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید، افزایش می‌یابد.

* قانون اثبات:

وقتی می‌خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی‌کند، کار خواهد کرد.

* قانون بیومکانیک:

نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.

* قانون قهوه:

قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیستان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید.

* قانون ترافیک:

وقتی در ترافیک گیر کرده‌ای لاینی که تو در آن هستی دیرتر راه می‌افتد.

* قانون وسایل نقلیه:

وسایل نقلیه اعم از اتوبوس، قطار، هواپیما و ... همیشه دیرتر از موعد حرکت می‌کنند، مگر آنکه شما دیر برسید. در این صورت درست سر وقت رفته‌اند.

* قانون اتوبوس:

مدت زیادی منتظر اتوبوس می‌مانی و خبری نیست، پس سیگاری روشن می‌کنی. به محض روشن شدن سیگار، اتوبوس می‌رسد. (به عبارت ساده اگر سیگار را روشن کنی اتوبوس می‌رسد،. اگر برای زودتر رسیدن اتوبوس سیگار را روشن کنی اتوبوس دیرتر می‌آید.)

* قانون کار:

اگر به نظر می‌رسد همه چیزها خوب پیش می‌روند حتما چیزی را از قلم انداخته‌ای.

* قانون نتیجه:

احتمال بد پیش رفتن کارها نسبت مستقیم با اهمیت آنها دارد.

* قانون یادگی

شما چیزی را یاد نمی‌گیرید، مگر بعد از اینکه امتحان آن را دادید.

* قانون جستجو:

هر وقت دنبال چیزی می‌گردید، همیشه در آخرین مکانی که جستجو می کنید آن را می‌یابید.

* قانون خرید:

اهمیتی ندارد که چقدر دنبال جنسی بگردید، به محض اینکه آن را خریدید آن را در مغازه دیگری ارزان‌تر خواهید یافت.

* قانون چیزهای خوب:

هر چیز خوب در زندگی یا غیر قانونی است یا غیر اخلاقی یا چاق‌کننده.

* قانون ضایع شدن:

احتمال آنکه کاری را که انجام می‌دهید دیگران ببینند نسبت مستقیم دارد با میزان احمقانه بودن آن کار.

* قانون پمپ بنزین:

هنگام ورود به پمپ بنزین جایگاهی را که انتخاب می‌کنید کندتر و طولانی‌تر از جایگاه‌های دیگر خواهد بود.

* قانون لکه:

زمانی که می‌خواهید لکه روی شیشه پنجره را پاک کنید، لکه در سمت دیگر شیشه خواهد بود.

* قانون بقای کثیفی:

برای تمیز کردن هر چیزی، چیز دیگری باید کثیف شود.

* قانون دسترسی:

هر گاه چیزی را دور بیندازید، به محض آنکه دیگر به آن دسترسی نداشته باشید، به آن نیاز پیدا خواهید کرد.

* قانون صبحانه:

همیشه نان از طرفی که به آن کره مالیده‌اید روی زمین می‌افتد.

* قانون تعمیر:

زمانی که دستگاه معیوب خود را نزد تعمیرکار می‌برید، کاملا درست و بی‌عیب کار خواهد کرد.

* قانون اجتناب:

اگر به هر دلیل در جایی قانون مورفی عمل نکنه، قراره اتفاق خیلی بدتر و بزرگتری بیفته.

فلسفه مورفی

"لبخند بزن... فردا روز بدتریه"

و اما سرنوشت خود آقای مورفی:

یه شب تو یه بزرگراه سوخت ماشین آقای مورفی تموم می شه. اون شب تو بزرگراه ترافیک بوده و ماشینها با سرعت مورچه می رفتن. آقای مورفی هم می زنه بقل که بقیه رو با تاکسی بره.همینجوری ریلکس کنار بزرگراه واستاده بوده که یهو ماشین یه توریست انگلیسی که داشته خلاف جهت می اومده تپٌی می زنه بهش و می میره.اتفاقا اون روز لباسش هم سفید بوده . حالا فکر کن با یه لباس سفید کنار یه بزرگراه شلوغ واستاده باشی. بعد یه احمقی در جهت مخالف بیاد بهت بزنه و بمیری. احتمالا موقع جون دادن اینجمله ی معروفش روی لبش بوده:
"اگه یه راه برای خراب کردن چیزی وجود داشته باشه او همون رو پيدا ميكنه!

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اسفند ۱۳۹۴ساعت 16:4  توسط  يوسف بيدخوري  | 

  ۱۳۹۴/۱۲/۰۱

 

روز به روز بر تعداد افراد مشهوری که پول‌های هالیوودی خود را در رستوران، هتل و حمل و نقل سرمایه‌گذاری می‌کنند افزوده می‌شود.

 

با اینکه قرارگرفتن نام آنها می‌تواند باعث رونق کسب و کارشان شود، اما برخی هم مانند «رابرت دنیرو» که سال 2015 هتلش عنوان بدترین هتل دنیا را کسب کرد، آنچنان موفق نمی‌شوند.

 

به گزارش «توریسم‌آنلاین»، در ادامه، هتلداران معروف دنیا به شما معرفی می‌شوند:

 

- هتل لوکس «لئوناردو دی‌کاپریو» قرار است ابتدای سال 2018 در «بلیز» - کشوری در آمریکای مرکزی - افتتاح شود. این هتل منطبق با قوانین سازگار با محیط زیست ساخته می‌شود و در حدود 1.75 میلیون دلار هزینه خواهد داشت.

 

 

 

هتل«لئوناردو دی‌کاپریو»

 

- زوج مشهور «مایکل داگلاس» و «کاترینا زتاجونز» هتل «اریل سندز» را در برمودا در سال 2017 افتتاح خواهند کرد.

 

- «کلینت ایستوود» اقامتگاهی رؤیایی در کالیفرنیا دارد که دارای 31 اتاق، زمین تنیس و باشگاه ورزشی نیز هست.

 

- «جان ماکلوویچ» - بازیگر و نامزد دو جایزه اسکار - بر خلاف هتل‌های لوکس این فهرست، اقامتگاهی زنجیره‌ای و ارزان‌قیمت در چند نقطه از بریتانیا دارد.

 

- «الیزابت هارلی» یک بوتیک هتل زیبا در مرکز لندن و منطقه «نایتبریج» دارد.

 

- هتل «ساندنس» متعلق به بازیگر و کارگردان مشهور «رابرت ردفورد» است که در بلندی‌های «تیپانوگوس» - یوتا، آمریکا - قرار گرفته است.

 

 

 

 

اقامتگاهی رؤیایی «کلینت ایستوود»

 

- هتل متفاوت «گایا» در استرالیا متعلق به بازیگر و خواننده انگلیسی «اولیویا نیوتن جان» است که دارای امکانات مختلف چون آموزش یوگا، آشپزی ارگانیک، مجسمه‌سازی و کلاس‌های تمرکز و آرامش است.

 

- هتل «پلازو ورساچه» متعلق به طراح مشهور «دوناتلا ورساچه» در «بریسبن» - شهری در سواحل شرقی استرالیا - قرار گرفته است.

 

- «پائولا دین» - آشپز، مجری و بازیگر - اقامتگاهی برای دوستداران غذا در «تیبی آیلند» در جورجیای آمریکا دارد.

 

- «فرانسیس فورد کاپولا» که یکی از مشهورترین کارگردانان ایتالیایی‌تبار است، تقریباً هر کاری را امتحان می‌کند، از جمله هتلداری! او چندین هتل در بلیز، ایتالیا، گوآتمالا و آرژاتین دارد.

 

- ستاره تنیس جهان و مدال‌آور طلایی المپیک، «اندی موری»، مدتی است هتل «کراملیکس» را در یک عمارت قرن نوزدهمی در اسکاتلند اداره می‌کند.

 

 

 

 

هتل«پلازو ورساچه»

 

 

 

هتل ستاره تنیس، «اندی موری»

Read more: http://www.donya-e-eqtesad.com/online/1016792/#ixzz40jIom3mf

+ نوشته شده در  شنبه یکم اسفند ۱۳۹۴ساعت 20:52  توسط  يوسف بيدخوري  | 

 

🆎معافيت ماليات حقوق سال ٩٥ رقم ١.٣٠٠.٠٠٠ پتومان تعيين شد.
🆎هر گونه بيمه از سال ٩٥ از پرداخت ماليات بر ارزش افزوده معاف شد.
🆎سنوات حقوق در هر صورتي از سال ٩٥ از كسر ماليات معاف و در صورت كسر، تخلف صورت گرفته است.
🆎نرخ ٩ درصد ماليات بر ارزش افزوده سال ديگر اضافه نمي شود.
🆎تاریخ اظهارنامه مالیاتی ۳۱ تیر خواهد بود اما اظهارنامه مشاغل بند ب ۳۱ خرداد خواهد بود.
🆎 مشاغل همه مكلف شدند دستگاه pos نصب كنند و در اظهارنامه ٩٥ ( يعني سال ٩٦ ) حتما گردش مالی شان ثبت شود.
🆎در ماده ١٨١ قانون ماليات پلیس مالیات جایگزین "حكم قضايي" شده است.
🆎قراردادهاي pc و epc پيمانكاري از اين به بعد به جاي محاسبه بر اساس درصد پيشرفت كار مبنا بر اساس صورت وضعيت تاييد شده است.
🆎 اسم ماليات بر ارزش افزوده به اسم ماليات بر مصرف نهايي تغيير خواهد كرد.
🆎براي مصرف كننده نهايي اصلا گرفتن كد ملي و كد اقتصادي لازم نيست ( مثل سوپر ماركتها )
🆎 بيمه شخص ثالث براي همه خودروها اجباري شد و عدم تمديد روزانه ٢/٥ درصد تصاعدي جريمه دارد
🆎 شركتهاي صنعتي ك پروژه R&D يا همان پژوهش را دارند در صورت اثبات١٠ درصد معافيت مالياتي ميگيرند.
🆎 ترازنامه جديد به اين صورت خواهد بود كه به جاي حسابها و اسناد دريافتني تجاري و ساير حساب هاي دريافتی، فقط يك حساب به نام دريافتی هاي تجاري و غير تجاري بايد استفاده كند.

+ نوشته شده در  شنبه یکم اسفند ۱۳۹۴ساعت 20:25  توسط  يوسف بيدخوري  | 

 

«مشتریان همواره در اولویت قرار دارند» شعاری است که در تجارت بسیار زیاد شنیده می‌شود. اما این به چه معناست و چگونه در عمل می‌توان آن را پیاده‌سازی کرد؟

ایده

استدلال ما بسیار ساده است. چنانچه شما بتوانید این طرز تفکر را در میان کارمندان‌تان نهادینه کنید که از نقطه‌نظر مشتریان به کاری که انجام می‌دهند نگاه کنند کسب‌وکار شما بسیار موفق‌تر خواهد بود.

این ایده بسیار ساده و روشن به نظر می‌رسد اما دستیابی به آن بسیار دشوار است. چالش اصلی در اینجا فائق آمدن بر طرز فکر قبلی و تزریق تدریجی انرژی به مجموعه و تمرکز بر مشتری است.

آنچه باید در عمل انجام دهیم

وHSBC یک کسب‌وکار مبتنی بر ارائه خدمات مالی است که از سال 1992 میلای تاکنون توانسته به سود ترکیبی سالانه 17 درصد دست یابد. این شرکت هم‌اکنون در بین 20 شرکت بزرگ دنیا قرار داشته و از سال 2004 میلادی سعی کرده تا به جای سرمایه‌گذاری بر بهبود و توسعه کسب‌وکار خویش با تمرکز روی مشتریان بالقوه و بالفعل خود به رشد قابل توجهی دست یابد. تغییر رویکرد یک بانک بزرگ، قابل احترام و قدیمی با 300 هزار کارمند در 80 کشور در جهان کار آسانی نیست.

در رویکرد جدید بانک HSBC شش عنصر نقش بسیار مهم و برجسته‌ای در دستیابی این شرکت به اهداف خود در زمینه افزایش سود و فروش خدمات دارند:

• مدیریت فعالانه عملکرد کارمندانی را استخدام کنید که با حداکثر توان خود کار می‌کنند و مطمئن شوید تمامی آنها با این حقیقت که موفقیت شرکت در گرو جذب و حفظ مشتری است، آشنا هستند. به افراد کمک کنید تا به حداکثر ظرفیت رشد خود برسند. چنانچه احساس می‌کنید برای موفقیت نیاز به ایجاد تغییر در میان کارمندان‌تان دارید حتما این کار را انجام دهید.

• اطمینان حاصل کنید که اطلاعات مدیریتی صحیحی در دست دارید. این موضوع در تصمیم‌سازی به شما کمک می‌کند و به افراد نشان می‌دهد که روی چه موضوعاتی باید تمرکز کنند.

• یک فرآیند فروش قوی ایجاد کنید. این موضوع موجب می‌شود تا اصول اولیه ایجاد شده و امکان تاکید روی موضوعات مهم و ایجاد یک چارچوب کاری فراهم شود.

• روابط خود را با دیگران حفظ کنید. مدیریت روابط نقش بسیار مهمی در افزایش فروش شرکت و توسعه و گسترش آن دارد، چرا که این موضوع موجب ایجاد یک درک بهتر و وسیع‌تر از مشتری می‌شود. اندیشیدن به مشتریان و رابطه با آنان، موجب ارزشمند‌تر و مهم‌تر شدن آنها می‌شود.

• مشتریان را دسته‌بندی کنید. این امر به شفافیت بیشتر، بینش و موفقیت منجر می‌شود. این موضوع در یک بازار رقابتی که با سرعت سرسام‌آوری در حال حرکت است از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بوده و سبب می‌شود تا خدمات و محصولات ارائه شده منطبق با خواست و نیاز مشتریان باشد.

• به کم قانع نشوید و یک رویکرد کارآفرینانه ایجاد کنید. دستیابی به این هدف بسیار دشوار است چرا که تحقق آن به انجام مراحل دیگری بستگی دارد. در صورت انجام صحیح کارها، فرهنگ تمرکز روی کسب‌وکار تغییر کرده و بهتر می‌شود.

• مهارت‌های مدیریتی خود را به نمایش بگذارید. این موضوع شامل برقراری ارتباط است، اقدام کردن به‌عنوان یک الگو برای تحقق ارزش‌هایی که به آنها معتقد هستید، ایجاد اعتماد و عملکرد شخصی مؤثر از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

+ نوشته شده در  شنبه یکم اسفند ۱۳۹۴ساعت 20:20  توسط  يوسف بيدخوري  | 

 


۱۳۹۴/۱۲/۰۱

 در سرتاسر ژاپن حدود 200 شرکت فعال در زمینه‌ حمل‌و‌نقل ریلی وجود دارد که در مجموع 27 هزار و 800 کیلومتر مسیر ریلی را پوشش می‌دهند و حدود 200 هزار کارمند در آنها شاغل هستند. تعداد 16 خط راه‌آهن مربوط به شرکت‌های عظیم خصوصی و 5 خط ریلی شرکت‌های نیمه بزرگ خصوصی، 8 متروی دولتی و 164 شرکت دیگر (فعال در زمینه خودروهای کابلی، متروهای تمام اتوماتیک بدون راننده AGT، تراموا و ...) به همراه 7 شرکت زیر‌مجموعه گروه ژاپن ریل( JR) (مجموعه 7 شرکت ریلی شامل 6 شرکت حمل‌و‌نقل مسافری و یک شرکت نقل‌و‌انتقال بار) در ژاپن فعالیت دارند. 

 


گروه صنعتی ریلی ژاپن (JR) با 7 شرکت زیرگروه بیش از 70 درصد از خطوط ریلی را در اختیار خود دارد: 20 هزار و 100 کیلومتر خطوط ریلی ژاپن را تحت‌پوشش قرار می‌دهد و 120 هزار کارمند دارد. در سال 2012 گروه صنعتی ریلی ژاپن در حمل‌و‌نقل مسافر 3/ 30 درصد از حجم مسافران و 2/ 45 درصد از مجموع مسافت‌های طی شده برای حمل‌و‌نقل عمومی را به خود اختصاص داد. در همین سال 6/ 48 درصد از حجم مسافران و 9/ 26 درصد از مجموع مسافت‌های طی شده، سهم راه‌آهن بخش خصوصی ژاپن بوده است. اتوبوس‌های تجاری با جابه‌جایی‌ 15 درصد از مسافران رتبه‌ سوم و تاکسی‌ها و سواری‌ها (5/ 5 درصد از حجم مسافران) مقام چهارم را داشته‌اند. حمل‌و‌نقل هوایی (9/ 13 درصد از مجموع مسافت‌ سفرها) رتبه‌ سوم را در مسافت داشتند. مجموع مسافت طی شده‌ توسط اتوبوس‌های تجاری 2/ 12 درصد از کل مسافت طی شده‌ سفرهای کشور در سال 2012 بوده است.  در داخل شهر توکیو، طبق آمار سال 2006، 6/ 22 درصد از 24 میلیون سفر انجام شده در سال مربوط به قطارهای شرکت JR بوده است. 2/ 33 درصد از سفرهای بین شهری (8 میلیون سفر) با استفاده از وسایل نقلیه‌ شخصی، 8/ 12 درصد مترو، 8/ 6 درصد  اتوبوس، 9/ 2 درصد تاکسی و 4/ 21 درصد با قطارهای دیگر شرکت‌ها بوده است. در مجموع 92 درصد از مسافرت‌های با استفاده از وسایل حمل‌و‌نقل عمومی، به استفاده از حمل‌و‌نقل ریلی مربوط بوده است و 8 درصد دیگر غالبا با تاکسی و اتوبوس انجام شده است.  خطوط عادی راه‌آهن در توکیو 4/ 79 درصد از کل خطوط ریلی را شامل می‌شود، در حالی که مترو 2/ 15 درصد، مونوریل 6/ 2 درصد و تراموا 7/ 0 درصد را از این خطوط به خود اختصاص داده‌اند. 

برای سفرهای بین شهری در ژاپن وسیله‌ اصلی قطار است. برای مثال، دورترین شهرها از توکیو، پایتخت ژاپن و دارای بیش از 36 میلیون نفر جمعیت و 5/ 1 میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی، هیروشیما و آئوموری است (821 و 675 کیلومتر). بین 60 تا 80 درصد از مسافرت‌های توکیو تا این دو شهر با قطار و بقیه با هواپیما انجام می‌شود. برای مسافت‌های نزدیک‌تر مانند توکیو تا یوماگاتا (360 کیلومتر) بیش از 98 درصد از سفرها، حمل‌و‌نقل ریلی است. سرعت قطارهای ریلی در مسیرهای بین‌شهری از 240 تا 300 کیلومتر در ساعت تغییر می‌کند. در سال 2013 در میان شرکت‌های تابعه‌ JR سه شرکت سود خالص منفی داشتند. بیشترین سود حدود 4 میلیارد دلار و بیشترین ضرر 314 میلیون دلار بوده است؛ در حالی که شرکت‌های راه‌آهن خصوصی در مجموع 87/ 1میلیارد دلار و شرکت‌های مترو 7/ 1 میلیارد دلار سود داشته‌اند. نکته‌ جالب‌تر آنجاست که درآمد عملیاتی حمل‌و‌نقل سهم غالب را در مقایسه با دیگر بخش‌ها دارد. درآمد عملیاتی کل صنعت حمل‌و‌نقل 64 درصد از درآمد عملیاتی دیگر گروه‌های مقایسه‌ای است؛ در حالی که بازار خرده‌فروشی 16 درصد، مسکن 7 درصد و دیگر بازارها 13 درصد از سهم کل را دارند.  در غالب اقتصادهای پیشرفته مانند آمریکا، انگلستان، فرانسه، آلمان و ایتالیا تمام هزینه‌ ساخت راه‌آهن و متروی شهری را دولت به‌صورت یارانه به شرکت‌های مربوطه می‌پردازد و به‌طور متوسط 50 درصد از هزینه‌های عملیاتی را نیز تقبل می‌کند. در ژاپن وضعیت متفاوت است. هزینه‌های عملیاتی به‌طور کامل بر عهده‌ شرکت‌هاست و دولت تنها نیمی از هزینه‌ اولیه‌ ساخت‌و‌ساز را به آنها یارانه می‌دهد. هزینه‌های این شرکت‌ها به‌طور کلی به دو دسته‌ هزینه‌های عملیاتی و اجرایی پس از راه‌اندازی (حقوق کارمندان، تعمیرات، مراقبت‌ها، بیمه و...) و هزینه‌ نصب و ساخت‌و‌ساز (خرید زمین، کندن زمین برای قطارهای زیرزمینی، خرید قطار و...) تقسیم می‌شود. از طرف دیگر برای قطارهای زیرزمینی مربوط به بخش عمومی، برخلاف دیگر شرکت‌های حمل‌و‌نقل ریلی که غالبا خصوصی هستند، 35 درصد از این هزینه‌ها را دولت مرکزی یارانه می‌دهد و 35 درصد را دولت محلی و 30 درصد باقیمانده از منابع مالی مورد نیاز با استقراض از مؤسسات مالی تامین می‌شود.

به‌طور شهودی می‌توان رابطه‌ای مستقیم بین سفر و تولید اقتصادی انتظار داشت. سفر باعث افزایش مخارج مصرفی خانوارها و از این طریق افزایش تولید ناخالص می‌شود. سفرهای تبلیغاتی، بازاریابی و تجاری نیز می‌تواند باعث گسترش بازارها،

تولید و در نتیجه درآمد ملی شود. ولی نمی‌توان رابطه‌‌ای تنها یک‌طرفه‌، از افزایش مسافرت‌ها به افزایش تولید ناخالص متصور شد. افزایش تولید و درآمد کشور منجر به خلق نیاز به گسترش بازار مصرف، گسترش مذاکرات‌ و همکاری‌های تجاری و افزایش گردشگری می‌شود. درنتیجه رابطه‌ای دوطرفه، تنگاتنگ و تقویت‌کننده بین این دو متغیر برقرار است. با مشاهده‌ تعداد مسافرت‌های مناطق مختلف ژاپن و نیز تولید ناخالص داخلی هر منطقه به‌طور جداگانه می‌توان وجود رابطه‌ مستقیم و یک‌به‌یک را به‌طور واضح تایید کرد. بنابراین، با در نظر داشتن نمونه‌ موفق ژاپن، می‌توان ادعا کرد که مدیریت صحیح و کارآمد در زمینه‌ گسترش جاده‌ها، خطوط ریلی، راه‌آهن و هوایی پیش‌زمینه‌ اصلی رشد اقتصادی است.  یکی از شبکه‌های نوین حمل‌و‌نقل ریلی که از سوی چهار شرکت از مجموعه شرکت‌های JR در سال 1964 تاسیس شد «شینکاسن» نام دارد. در سال 1997 در مسیر اصلی این شبکه، منشعب از شهر توکیو، در محل شهری به نام «ساکو» ایستگاه جدیدی تاسیس شد. تعداد مسافرت‌های این شهر با 70 درصد رشد از هزار و 586 سفر در سال 1997، به 2 هزار و 682 سفر در سال 2012 رسید. جالب آنکه درآمد مالیاتی 44 هزار دلاری این شهر در سال 97 به 5 میلیون و 356 هزار دلار در سال 2012 رسید؛ در حالی که جمعیت شهر تنها 7 درصد افزایش داشت. در این نمونه کاملا واضح است که تاسیس ایستگاه تا حد زیادی باعث رشد درآمد و ساخت‌و‌ساز شهری شده و افزایش سفرها احتمالا با افزایش تجارت و دسترسی بیشتر شهروندان به منابع شغلی و درآمدی باعث افزایش رفاه آنان شده است؛ رفاه و درآمدی که خود بخشی از رشد اقتصادی ژاپن است.

به‌عنوان مرور نکات مذکور، وجوه متمایزکننده‌ تجربه‌ ژاپن که تا حد زیادی به توفیق بسیار برجسته‌ آن در توسعه و پیشرفت حمل‌ونقل شهری انجامیده عبارت است از: اعطای یارانه‌ 50 درصدی از هزینه‌ ساخت در مقابل یارانه‌ 100 درصدی دیگر کشورها، نیاز به حضور فعال و سرمایه‌گذاری عظیم بخش خصوصی در گسترش خطوط حمل‌و‌نقل را تشدید کرده است. ژاپن تنها کشوری است که برای هزینه‌های تعمیرات، نگهداری و تامین ناوگان یارانه نمی‌دهد. به همین دلیل حضور بخش خصوصی در حمل‌و‌نقل بسیار پررنگ‌تر است و به همین نسبت نیز کارآیی بالاتر، استانداردهای کیفی برجسته‌تر و خدمات بسیار متنوع‌تری دارد. درآمد عملیاتی و سود شرکت‌های فعال در حمل‌ونقل به مراتب بالاتر از سود دهی غالب دیگر بخش‌های اقتصادی است و این امر انگیزه‌ اصلی حضور قوی‌تر سرمایه‌گذاران بخش خصوصی و افزایش کارآیی آن در ژاپن بوده است. به علاوه، سوددهی حمل‌و‌نقل ریلی درون‌شهری به مراتب بالاتر از حمل‌و‌نقل بین شهری است. از طرف دیگر گسترش و توسعه‌ حمل‌و‌نقل ریلی در درون شهرها و بین شهرها باعث شده است تا اکثر سفرها از این طریق انجام شود و همین باعث تقویت اقتصادی آن و توسعه‌ بیشتر شده و این فرآیند در نهایت باعث افزایش کارآیی، ایمنی و استانداردهای آن شده است. با در نظر داشتن ارتباط مستقیم بین تعداد مسافرت‌‌ها و سطح تولید ناخالص داخلی می‌توان اذعان داشت که یکی از پایه‌های قوام‌بخش و تقویت‌کننده‌ رشد اقتصادی ژاپن، گسترش و توسعه‌ خطوط ریلی و به‌طور کلی حمل‌و‌نقل عمومی بوده است.

Read more: http://www.donya-e-eqtesad.com/news/1016186/#ixzz40fuMUDEK

+ نوشته شده در  شنبه یکم اسفند ۱۳۹۴ساعت 6:56  توسط  يوسف بيدخوري  |